این روزهایِ آخرِ سال هم سوژههایی دارد برایِ خودش. هر سال تا چهارشنبهسوری میرسد، من هم اعصابم خورد میشود. نه از صدایِ ترقه و امثالهم، از اینکه آیا تمامیِ مشکلات حل شدهاند و چسبیدیم بهاینکه رویِآتش پریدن یا نپریدن، توهین به " آتش" است یا نه، چهارشنبهسوری خرافات است و " سندِ حماقتِ پدرانمان" و یا یکی از جشنهایِ باستانیِ ایران " که در گذشته متفاوت اجرا میشدهاست". اگر این جشنیست برای " شاد بودن" و برایِ " دورِ هم بودن"، خب بیایید شاد باشیم! اگر هم آنرا قبول نداریم، حداقلِ باید به احترامِ قبول داشتهشدنش توسطِ دیگری، آنرا نکوبیم تا احیانا کوباندهنشویم .... آقا بگذریم، به قولِ معروف : " The Worst Vice is Advice " ( + )
پینوشت: منبابِ رفعِ ابهامات و پاسخ به شبهات باید عرض شود که نگارنده دشمنِ فرهنگِ ایرانی و فلان نیست و با نوشتنِ این مطلب هم چیزی عوض نشده است... غرضِ اصلی فقط دور نشدن از مفهومِ این روز بود، همین!
پینوشت: منبابِ رفعِ ابهامات و پاسخ به شبهات باید عرض شود که نگارنده دشمنِ فرهنگِ ایرانی و فلان نیست و با نوشتنِ این مطلب هم چیزی عوض نشده است... غرضِ اصلی فقط دور نشدن از مفهومِ این روز بود، همین!
موضوع :
نظر بدهید











9 نظر برای "این تناوبِ لعنتی ..."
واقعا! نه دفاع مدافعان این روز قابل دفاع است و نه حمله مهاجمان به این روز و سنت های آن ریشهدار و اساسی.
مائیم که در این بین له میشویم، بیصدا.
شخصا هیچ اعتقادی به این روز ندارم.
هر کسی از ظن خود شد یار من , رفیق
یک گرم:
والله بنده چنین چیزی نگفتم استاد! من این روز رو به عنوانِ یه مراسمِ باستانی قبول دارم. منتهی میگم تمامِ جنگ و دعوا ها رو تخلیه نکنیم سرِ این روز... هر چند که نوروز هم داره میشه میدونِ جنگ!
وبلاگچی:
:)
با درود به علیرضای گل
شادی و شاد بودن در خون ما ایرانیان بوده و هست درست است در میان زرتشتی ها پریدن از روی اتش و گفتن زردی من از تو سرخی تو از من توهین به اتش است ولی خوب میشود نپرید ولی جشن گرفت و اتش روشن کرد این کار بدی نیست اینکه سند حمافت هم هست خوب باید به این استاد حماقت گفت اگر بخواهیم دنبال سند حماقت بگردیبم زیاد هست !! ما میخواهیم شاد باشیم و دور هم .مگر یادمان رفته که یکی از نیایش های داریوش بزرگ این است که سپاس اهورامزدا را که شادی را افرید! پس بیایم تمامی رسم های خوب را زنده نگه داریم و تنها به فکر شاد بودن باشیم
dariush :
بله خب، میشه نپرید ولی آتش روشن کرد. اما خُب، بهنظرِ من پرِش از رویِ آتش بهانهی مناسبی برای پرِش به همدیگه هم نیست! تکلیفِ اسنادِ حماقت هم که معلومه استاد.
چاکریم.
لینکی خیلی مناسب متناسب با این پست شما استاد :
http://pirate37.wordpress.com/2010/03/15/zard-sorkh-sabz/
;)
پسری از برجِ حوت:
عالی!
خوب آتش هم گناه داره باید یه وکیلی داشته باشه.
سید:
کاملا درسته دوستِ عزیز... البته باید درنظر بگیریم که انسان و انسانیّت مهمتره یا آتش!
چاکریم.
نظر بدهید:
۱- نظرات خود را به فارسی بنویسید .
۲- سعی کنید نظرتان مرتبط با موضوع مطلب باشد ؛ اما اگر هدفتان تماس با نویسنده میباشد ، لطفا به قسمت " تماس مراجعه کنید .
۳- در صورت انتخاب گزینه " نام/آدرس اینترنتی " پس از نوشتن نام خود ، در قسمت آدرس اینترنتی میتوانید آدرس ایمیل یا وبلاگ خود را وارد کنید یا آن را خالی بگذارید تا فقط نام شما نمایش داده شود ، در صورت تمایل به درج آدرس وبلاگ ، حتما آن را با " //:http " شروع کنید .
۴- اگر میخواهید نظرتان خصوصی باشد و نمایش داده نشود ، تنها کافیست نظرتان را با " خصوصی : " شروع کنید یا اینکه با هر روشی به من بفهمانید تا نظرتان را منتشر نکنم !