باشگاهِ خران، در سال 1321 به وسیلهی گروهی خوشذوق در کرمانشاه تاسیس شد. در سال 1326 نشریهی توفیق این سوژه را دستمایهی کارِ خود قرار داد و به یکباره این تشکل محلی به یک حزب ملی بدل شد که با افت و خیز در نیمهی دوّمِ دههی بیست و اوایل دههی سی ، اعضای آن به فعالیت میپرداختند. به دلیل توقیفِ توفیق - یا بهقول توفیق ، تو"قیف" شدنِ آنها- و مسائلِ سیاسیِ کشور ، دفتر دورهی اول حیاتِ این حزب در اوایلِ دههی سی بسته شد تا اینکه در سال 1346 به همت گردانندگانِ توفیق، حزب خران تجدیدِ حیات یافت و روزنامهیِ حزب خران از 14 شهریور 1346 تا 1 تیر 1350 منتشر شد .روزنامهیِ حزب خران و ناشرِ افکارش ، با مدیریتِ کله خر و خردبیریِ کره خر بسیار مجبوبِ عموم گشت. بزرگانی چون کیومرث صابری، عمران صلاحی، ناصر پاکشیر، مرتضی فرجیان ، حسین توفیق ، عباس توفیق و بقیه علما در این حزب حضور داشتند.
مرحوم عمران صلاحی معتقد بود که :
رژیمِ پهلوی برای این که نشان دهد در مملکت دموکراسی وجود دارد ، دو حزبِ فرمایشی به نام " مردم " و " ایران نوین " علم کرد، یا به قول توفیق " کژدم " و " اینارو ببین " که مثلا با هم مبارزه میکردند. توفیق برای هجوِ این احزاب آمد حزب خران را علم کرد که سابقه اش به سالهای 23 و 24 میرسید...
با این شعار: " گاوان و خران باربردار/به ز آدمیانِ مردم آزار". این حزب درستی و راستی و پاکی را خریت میدانست و آدم کسی بود که فاقدِ این خصلتها باشد. به همین دلیل هر کسی که میخواست عضو حزب خران شود، باید سندِ خریت ارائه میداد، یعنی اینکه در زندگی چه کارهای نیکی انجام داده است. این سند باید از طرف سرطویله مرکزی تایید میشد. روی این حساب خیلیها نمیتوانستند عضوِ حزبِ خران بشوند، از جمله وزرا و وکلا و سیاستمدارانِ آن دوره! این حزب برای خود مرامنامه و اساسنامه داشت و برایِ اعضایش کارتِ عضویت صادر میکرد که سبزرنگ بود و تداعی کنندهی علف و یونجه. میگفتند تعداد اعضایش بیشتر از تعداد اعضایِ احزاب فرمایشی بود .حزبِ خران در سال دو روز را جشن میگرفت : 16 شهریورکه سالروز تاسیس حزب بود و سیزده به در که روزِ جهانیِ خر بود! خرنامه ارگانِ رسمیِ حزبِ خران بود که به ضمیمه توفیق منتشر شد، با این شعار : " به سرطویله حزب خران نوشته به زر/ که نیست حزبی از این حزب، در جهان بهتر! "
این حزب برای خود سرودِ حزبی هم ساختهبود که اعضا در مراسمِ رسمی آن را دستهجمعی با ارکستر اجرا میکردند. خلاصه، اعضای حزب خران عرعرشان به افلاک رسیده بود. شاید همین هم باعث نگرانی و وحشت رژیم شد.
جدیدا کتابی منتشر شده از "سید فرید قاسمی " با عنوان " روزنامهی حزب خران" از نشر " امرود " که منبع این نوشتار است. این کتاب، کتابیست جالب ولی اشعارِ آن جایِ کار زیادی دارند، چون اشعار انتخابی فقط درباب مزایای عضویت در حزب هستند!
نمونه هایی از اشعار :
تن هر خری شریف است به جان خرخریت
نه همین الاغ تنهاست نشان خرخریت
به طویلهام چه بندی، به خریتم چه خندی؟
تو که آشنا نباشی، به زبان خرخریت
تو صدای جاز بیتل، زِ بلندگو شنیدی
بنگر چه خوب و گرم است، دهانِ خرخریت
نه ربا خورم نه رشوه، نه کنم به کس تعدی
بنگر که تا چه حد است، مکانِ خر خریت
عوض پلو خوراکم، علف است و کاه و یونجه
همه چیزهای خوبند، از آن خرخریت
مزهی خریت ار کس، بچشد، نگردد آدم
همه لذت است و کیف است، نشانِ خر خریت
" ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند "
تا تو کاهی به کف آری و به جفتک بخوری!
" بنی آدم اعضایِ یکدیگرند"
ولی غافل از راه و رسمِ خرند!
" تو کز محنت دیگران بی غمی "
تو خر نیستی، بی گمان شَلغمی!
" چنین گفت رستم به اسفندیار"
برو کارت حزب خران را بیار
" دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند "
مژده از حزبِ خران بود که کارتم دادند
نام نیکو گر بماند از حمار
به کزو ماند لگامِ زرنگار
---
بیشتر :
موضوع :
نظر بدهید










11 نظر برای "حزبِ خران"
عجب، باورش سخته... برام جالب بود...
عجب اعتماد به نفسی!!
rezab2 :
آره! ولی وقتی خودتو در جریانِ اون زمان قرار بدی، ظاهرا اسم خفنی میشده. |:
Nojan :
چهطور؟ :D
برادر من بشین کمدی الهیتُ بخون اینا چییه آخه!؟
+ نشریاتِ فکاهی خنکیکه اوندوره درمیومد پدیدهیی بودن واسه خودشون...
هیوا:
+ مخالفام! با وجودی که دیگه این آثار اثرِ طنزِ خودشونو ندارند ولی دلیل بر بررسی نکردنشون نمیشه.
چاکریم
اوووف ! حاجبی با این پستت خیلی حال کردم. فوق العاده بود .
واقعا این یکی پستت با جو وبلاگت هماهنگ بود .
این برادر کیومرث هم با مجله ی گل آقاش واقعا ترکونده بود .
معرفی خوبی بود. همیشه طنز در ایران کارکرد سیاسی داشته. باور نمیکنی؟ بفرما همین حزب خران!
1explorer :
لطف داری.
چاکریم
دلزده :
البته کارکردِ دینی هم داشته، نمونههای بسیار خوبی هم از حضرتِ عبیدِ زاکانی دارم، ولی نمیشه توی وبلاگ گفت!
چاکریم
تا حالا درباره این موضوع هیچی نمی دونستم.البته جریان احزاب الکی در دوره پهلوی رو میدونستم اما این خران هزار بار آدم تر از آدم ها رو نه.ممنون رفیق
وبلاگچی :
چاکریم مردِ مؤمن!
Nojan:
;)
نظر بدهید:
1- نظرات خود را به فارسی بنویسید .
2- نظرات عمومی شما نباید بر خلاف معیارها و قوانین کلی نظام جمهوری اسلامی باشد .
3- سعی کنید نظرتان مرتبط با موضوع مطلب باشد ؛ اما اگر هدفتان تماس با نویسنده میباشد ، لطفا به قسمت " تماس مراجعه کنید .
4- در صورت انتخاب گزینه " نام/آدرس اینترنتی " پس از نوشتن نام خود ، در قسمت آدرس اینترنتی میتوانید آدرس ایمیل یا وبلاگ خود را وارد کنید یا آن را خالی بگذارید تا فقط نام شما نمایش داده شود ، در صورت تمایل به درج آدرس وبلاگ ، حتما آن را با " //:http " شروع کنید .
5- اگر میخواهید نظرتان خصوصی باشد و نمایش داده نشود ، تنها کافیست نظرتان را با " خصوصی : " شروع کنید یا اینکه با هر روشی به من بفهمانید تا نظرتان را منتشر نکنم !