نوابیغ

نوابیغ اصطلاح شوخی‌آمیزی است که در اصطلاح ریاضی‌کاران ایرانی به کسانی اطلاق می‌شود که سعی در حل مسئله‌های غیرممکن یا بسیار دشوار ریاضیات دارند.
عفت چهره‌گشا و عبادالله محمودیان، نویسندگان مقالهٔ «نوابیغ»، این عده را به چند دسته تقسیم می‌کنند:
  • کسانی که سعی می‌کنند ناممکن‌ها را ممکن سازند: کسانی که سعی در حل مسائلی چون تثلیث زاویه، تربیع دایره، یا تضعیف مکعب‌ دارند و یا تلاش می‌کنند موتور بدون سوخت بسازند .
  • مدعیان حل مسئله‌های حل‌نشدهٔ معروف: کسانی که تلاش می‌کنند مسئله‌های دشوار ریاضی را، از قبیل فرضیه گلدباخ یا کشف فرمولی برای تولید اعداد اول، با روش‌های ابتدایی حل کنند .
  • بنیانگذاران نظریه‌های بی‌اساس: کسانی که می‌خواهند نظریه‌هایی را که ربطی به ریاضیات ندارند با استفاده از ریاضیات حل کنند. از جمله این نظریه‌ها می‌توان به اثبات وحدانیت خدا، نامرئی کردن فیزیکی اشیا، و مانند اینها اشاره کرد .
  • رد کنندگان اصول اثبات شده: افرادی که تلاش می‌کنند اصول اثبات شده ریاضی و فیزیک را نقض کنند. مانند ادعای درست نبودن مقدار عدد پی و یا نادرست بودن قانون اول ترمودینامیک .

آخر تویی را که به من میگویی دایره در حقیقت صفر درجه است چون 180 درجه در نیمه بالایی دایره مثبت است و پایینی اش منفی ، در کدام گروه قرار دهم ؟


از این مطلب خوشتان آمد ؟ اینها مطالب مرتبط با این مطلب هستند ، شاید از اینها هم خوشتان بیاید :

1- بررسی تحلیلی جهنم و ساختار آن 


9 نظر برای "نوابیغ"

 

جالب بود.من از مورد سومی خوشم اومد...
هندسه نااقلیدسی...من در رده‌ی چهارمش قرار میگیرم :D

 

سلام !

مطلبت در حد سواد من نبود ! خب دلم می خواد نظر بذارم ! هر چی مطلبت رو خوندم ، خیلی سطحش بالا بود ! هیچی نفهمیدم !

می خوام به علیرضای عزیزم سلام کنم ، باید این همه شرط و شروط رو رعایت کنم ؟!!!

میخواهید نظرتان را درباره این مطلب بفرستید ؟ لطفا به نکات زیر توجه کنید :

1- نظرات خود را به فارسی بنویسید .
2- نظرات عمومی شما نباید بر خلاف معیارها و قوانین کلی نظام جمهوری اسلامی باشد .
3- سعی کنید نظرتان مرتبط با موضوع مطلب باشد ؛ اما اگر هدفتان تماس با نویسنده میباشد ، لطفا به قسمت " تماس مراجعه کنید .
4- در صورت انتخاب گزینه " نام/آدرس اینترنتی " پس از نوشتن نام خود ، در قسمت آدرس اینترنتی میتوانید آدرس ایمیل یا وبلاگ خود را وارد کنید یا آن را خالی بگذارید تا فقط نام شما نمایش داده شود ، در صورت تمایل به درج آدرس وبلاگ ، حتما آن را با " //:http " شروع کنید .
5- اگر میخواهید نظرتان خصوصی باشد و نمایش داده نشود ، تنها کافیست نظرتان را با " خصوصی : " شروع کنید یا اینکه با هر روشی به من بفهمانید تا نظرتان را منتشر نکنم !







***** من که عمری بتونم این شرایط رو رعایت کنم ! :D

 

اصطلاح نخبه هم که میدونی به چه کسانی اطلاق میشه.در دیدار با آیت الله خامنه ای نخبگانی چون مهرداد بزرپاش دانشجوی سهمیه ای 9 ترم لیسانس گرفته از شریف و دکتر تحقیق دزدی به نام جناب دکر دانشجو به عنوان نخبه حاضر بودند.

 

1- روی این‌حساب امّتِ عظیم‌الشأنِ اسلامِ عزیز بزرگ‌ترین و پُرجمعیت‌ترین نوابیغ تاریخ بشریّت رو تشکیل می‌دن که اسباب امتنان و مایه‌ی امیدواری‌یه.
2- «آخر تویی را که به من میگویی دایره در حقیقت صفر درجه است چون 180 درجه در نیمه بالایی دایره مثبت است و پایینی اش منفی ، در کدام گروه قرار دهم ؟»
باید نوبل ریاضیاتِ اون‌عزیزِ دل رو به‌ش بدن. چشم‌پوشی به‌روی چنین نوابیغی، آشکارترین مصادیق تبعیض علمی در کشورهای ضدّانقلاب غربی است.
3- بسیار مطلب خوندنی و آموزنده‌یی بود. از مساعیِ شما در این‌زمینه سپاس‌گزاریم.

پرویزبابا
 

علیرضای عزیز سلام. وبلاگ قشنگی داری و چیزهای خوبی مینویسی. امیدوارم موفق باشی. اون کتاب "مسیح بازمصلوب" رو هم سر فرصت با همدیگه میکوبیم توی سر هیوا! (هیوا تابلوترین نمونۀ نوابیغ هستش بنظر من! نظر تو چیه؟)

 

mahdadairy :
من خواستم جزو " انفال الله " حسابش کنم .
( اعلامِ آخر کتاب --> انفال : ج نفله ! )

nojan :
ها ! مثلا استاد میگه : تابع سای رو تعریف کنید ... بعد تو فریاد میزنی : این چرندیات چیه میگی ؟ دموکریت رو بچسب !
( درست گفتم ؟؟ )

مجید مهرتاش :
حاجی شما اینقدر کم پیدایی که اینچنین خلاف شرع هم نظر بدی ما مقبول حق در نظرش میگیریم !

وبلاگچی :
اون که بله ، منتهی نوابیغ قصه ای دیگر است ...

هیوا :
2- اصولا کثرت نوابیغ و بار علمی که ایشان تولید میکنند ، باریسست بس قابل توجه ( در معنای دور از ادب ، میتوان به قابل تخلیه نیز اشاره نمود ! )
3- چاکریم .

پرویز بابا :
ما چاکریم استاد ، اصولا در کله آدمی جای یک چیز خالی است و آن همین کتاب است ! :D
( با تلفظ برره ای بخوانید : ها هیوا ! اوو کلاغه چیه او گوشه ؟ )

 

یه بچه تو همین مایه‌ها تو کلاس داریم کارش تو اینه که مثلا مسائل ریاضی رو از طریق فلسفه و الهیات حل کنه!
نظر اول هیوا بس شیرین و حقیقی بود.به قول افراد مورد خطاب که همه چیز را میخوان از رویه‌ی قانون نظم و علیت حل کنن.باور کن مسئله‌ی فیزیک بهشون بدی میشینن برات از تفسیر نمونه دم میزنن :D

 

nojan ;
تکه آخر نظرت رو عشق است ! اثبات مسائل فیزیک از طریق تفسیر نمونه ! :D

نظر بدهید:

میخواهید نظرتان را درباره این مطلب بفرستید ؟ لطفا به نکات زیر توجه کنید :

1- نظرات خود را به فارسی بنویسید .
2- نظرات عمومی شما نباید بر خلاف معیارها و قوانین کلی نظام جمهوری اسلامی باشد .
3- سعی کنید نظرتان مرتبط با موضوع مطلب باشد ؛ اما اگر هدفتان تماس با نویسنده میباشد ، لطفا به قسمت " تماس مراجعه کنید .
4- در صورت انتخاب گزینه " نام/آدرس اینترنتی " پس از نوشتن نام خود ، در قسمت آدرس اینترنتی میتوانید آدرس ایمیل یا وبلاگ خود را وارد کنید یا آن را خالی بگذارید تا فقط نام شما نمایش داده شود ، در صورت تمایل به درج آدرس وبلاگ ، حتما آن را با " //:http " شروع کنید .
5- اگر میخواهید نظرتان خصوصی باشد و نمایش داده نشود ، تنها کافیست نظرتان را با " خصوصی : " شروع کنید یا اینکه با هر روشی به من بفهمانید تا نظرتان را منتشر نکنم !