نکته : این مطلب از دستم در رفت و قدری ( قدری ؟ ) طولانی شد ، لذا اگر خوابتان نمی آید این مطلب را بخوانید !
اگر اهل منطق باشید یا زیادی در کارهای این افراد ( منطقی ها ! ) سرک کشیده باشید ، این مطلب چیز های چندان جدیدی برایتان ندارد ، اما اگر جزو این دسته نیستید خواندن آن را به افراد پنتیوم پایین توصیه نمیکنیم ، زیرا خطر هنگ دائمی مغزشان تهدیدشان میکند ، آن دسته از افراد که بنابه هر دلیلی از " ریش " بدشان می آید هم نخوانند ، چون این پست درباره ریش یک سری افراد است !!!.... خواندن باقی افراد جایز است .
همه قصه ما زمانی شروع شد که براتراند راسل در کار سلمانی ها فضولی کرد و این پارادوکس قدیمی را خواند :
1- افرادی که ریش خود را میتراشند ، آرایشگر ریششان را نمیتراشد .
2- افرادی که ریش خود را نمیتراشند ، آرایشگر ریششان را میتراشد .
بنابراین آرایشگر پارادوکس ما نمیداند که اگر فقط ریش دیگران را بتراشد ، پس ریش خودش نتراشیده مانده و باید ریش خود را بتراشد ، اما چون آرایشگر ریش خود را نمیتراشد پس ...
به این ترتیب آرایشگر و همینطور راسل گیج خواهند زد اما همانطور که خودتان متوجه میشوید راسل گویا تا آخر عمر گیج زده و در زندگی نامه اش گفته :
اما قبل از اینکه به باقی قضایا برسیم این مسئله را برای منطقی ها نیز گفته باشم !
بعدها راسل و بقیه منطقدانان و ریاضی دانان ، صورت های مختلفی که اکثرا با مجموعه ها نوشته شده را ارائه کردند ، مثلا راسل همین پارادوکس را با قدری پیازداغ اضافه ( یا کاسته ! ) به این صورت بیان کرد و جالب است که بدانید گوتلوب فرگه برای این مسئله گفته " ارکان حساب به لرزه در آمده است " ! چرایش را شاید در پستهای آینده ( البته دور ! ) بررسی کردم اما مختصرا اینجا هم توضیحی میدهم :
برای این پارادوکس و پارادوکس های قبلی آن نظریه مجموعه ها دچار تحولاتی شد که شاید بعدا به آن بپردازم ، اما اگر بخواهیم این مجموعه را به زبان ریاضی بنویسم :
.... گیج شدم ، اصلا بگویید R عضو خودش هست یا نه ، مطالب بالا را هم نمیخواهد بخوانید ، تمام شد و رفت !
هنوز بیدارید ؟
پی نوشت : اگر علاقه مند هستید که اطلاعات بیشتری درباره پارادوکس راسل بیابید یه سر به اینجای ویکیپدیا بزنید ، ضرر نمیکنید ، اون دو عکسی که این مطلب داره هم از همینجاست .
پی نوشت 2 : فکر نمیکنم معلم خوبی شوم ، چون زمانی که خودم ، نوشته خودم را میخوانم چیزی نمیگیرم .
پی نوشت 3 : اصلا نمیفهمم چرا اولین پست در خانه جدید رو با ریاضیات شروع کردم ، شاید چون با ریاضت به این خانه رسیدم با ریاضیات هم شروع میکنم .
پی نوشت 4 : در وبلاگ قبل فقط صورت مسئله پارادوکس سلمانی را نوشته بودم ، نمیدانم که آیا این مخلفات اضافی طعم را بهتر کرده یا نه ! اگر بله که هیچ ، اگر نه ، ببخشید !
از این مطلب خوشتان آمد ؟ اینها مطالب مرتبط با این مطلب هستند ، شاید از اینها هم خوشتان بیاید :
1- حرف همیشه درست استاد
2- سه پارادوکس ساده ( بوچوسکی ، اعداد مختلط ، اعداد منفی )
3- زنده یا مرده ، مسئله این است که چه اتفاقی می افتد ؟
4- مسافت غیر ممکن
5- بینهایت های کوچکتر و بزرگتر و باقی قضایا
اگر اهل منطق باشید یا زیادی در کارهای این افراد ( منطقی ها ! ) سرک کشیده باشید ، این مطلب چیز های چندان جدیدی برایتان ندارد ، اما اگر جزو این دسته نیستید خواندن آن را به افراد پنتیوم پایین توصیه نمیکنیم ، زیرا خطر هنگ دائمی مغزشان تهدیدشان میکند ، آن دسته از افراد که بنابه هر دلیلی از " ریش " بدشان می آید هم نخوانند ، چون این پست درباره ریش یک سری افراد است !!!.... خواندن باقی افراد جایز است .
همه قصه ما زمانی شروع شد که براتراند راسل در کار سلمانی ها فضولی کرد و این پارادوکس قدیمی را خواند :
در یک پادگان نظامی تنها یک آرایشگر وجود دارد و بنا به دستور ، او موظف است که تنها ریش تمام کسانی را بتراشد که ریش خود را نمیتراشند .بنا به عادت این پارادوکس را باز میکنم و گزاره هایی را که این پارادوکس صادق فرض کرده ، به دور از شلوغ کاری های منطقی ، مینویسم اما قبل از آن باید بگویم که آرایشگر ما را در نهایت ریش فرض کنید ( اگر تن تن و طلای سیاه را خوانده اید در تجسم این ریش کمکتان میکند ! ) چون آرایشگر بی ریش به درد ما نمیخورد .
1- افرادی که ریش خود را میتراشند ، آرایشگر ریششان را نمیتراشد .
2- افرادی که ریش خود را نمیتراشند ، آرایشگر ریششان را میتراشد .
بنابراین آرایشگر پارادوکس ما نمیداند که اگر فقط ریش دیگران را بتراشد ، پس ریش خودش نتراشیده مانده و باید ریش خود را بتراشد ، اما چون آرایشگر ریش خود را نمیتراشد پس ...
به این ترتیب آرایشگر و همینطور راسل گیج خواهند زد اما همانطور که خودتان متوجه میشوید راسل گویا تا آخر عمر گیج زده و در زندگی نامه اش گفته :
"... این مسئله عمر مرا بر باد داد "
اما قبل از اینکه به باقی قضایا برسیم این مسئله را برای منطقی ها نیز گفته باشم !
آرایشگر تنها ریش کسانی را میتراشد که ریش خود را نمیتراشند: P
آرایشگر ریش خود را میتراشد: Q
پس میتوانیم بگوییم که :( P & Q ) --> ~Q ) & (( P & ~Q ) --> Q ))
تنها زمانی صادق است که P نادرست باشد ( جدول با خودتان ! ) .بعدها راسل و بقیه منطقدانان و ریاضی دانان ، صورت های مختلفی که اکثرا با مجموعه ها نوشته شده را ارائه کردند ، مثلا راسل همین پارادوکس را با قدری پیازداغ اضافه ( یا کاسته ! ) به این صورت بیان کرد و جالب است که بدانید گوتلوب فرگه برای این مسئله گفته " ارکان حساب به لرزه در آمده است " ! چرایش را شاید در پستهای آینده ( البته دور ! ) بررسی کردم اما مختصرا اینجا هم توضیحی میدهم :
آیا مجموعه همه مجموعه هایی که عضو خودشان نیستند ، عضو خودش هست و اگر نیست ، هست ؟
برای این پارادوکس و پارادوکس های قبلی آن نظریه مجموعه ها دچار تحولاتی شد که شاید بعدا به آن بپردازم ، اما اگر بخواهیم این مجموعه را به زبان ریاضی بنویسم :
به عبارت دیگر :
.... گیج شدم ، اصلا بگویید R عضو خودش هست یا نه ، مطالب بالا را هم نمیخواهد بخوانید ، تمام شد و رفت !
هنوز بیدارید ؟
پی نوشت : اگر علاقه مند هستید که اطلاعات بیشتری درباره پارادوکس راسل بیابید یه سر به اینجای ویکیپدیا بزنید ، ضرر نمیکنید ، اون دو عکسی که این مطلب داره هم از همینجاست .
پی نوشت 2 : فکر نمیکنم معلم خوبی شوم ، چون زمانی که خودم ، نوشته خودم را میخوانم چیزی نمیگیرم .
پی نوشت 3 : اصلا نمیفهمم چرا اولین پست در خانه جدید رو با ریاضیات شروع کردم ، شاید چون با ریاضت به این خانه رسیدم با ریاضیات هم شروع میکنم .
پی نوشت 4 : در وبلاگ قبل فقط صورت مسئله پارادوکس سلمانی را نوشته بودم ، نمیدانم که آیا این مخلفات اضافی طعم را بهتر کرده یا نه ! اگر بله که هیچ ، اگر نه ، ببخشید !
از این مطلب خوشتان آمد ؟ اینها مطالب مرتبط با این مطلب هستند ، شاید از اینها هم خوشتان بیاید :
1- حرف همیشه درست استاد
2- سه پارادوکس ساده ( بوچوسکی ، اعداد مختلط ، اعداد منفی )
3- زنده یا مرده ، مسئله این است که چه اتفاقی می افتد ؟
4- مسافت غیر ممکن
5- بینهایت های کوچکتر و بزرگتر و باقی قضایا
موضوع :


نظر بدهید










5 نظر برای "در باب راسل و سلمانی"
علی رضا جان ممنون از نظرت. منم از آشنایی با هم شهری عزیزی مثل شما خوش وقتم. فید وبلاگت رو به خوراک خوانم اضافه کردم.
موفق باشی.
اون "یعنی هر A یک عضو R هست اگر و تنها اگر A عضو A ( خودش ) نباشد ." رو نفهمیدم ولی چه پارادوکس جالبی بود!
غیر منتظره :
راستشو بخوایید به جای آ ، ایکس بود و ایکس هم متغییر . من جاش آ گذاشتم ، حالا شما هر چی دوست دارید بگذارید . همونطوری که در ادامه R آوردم ، چون صاحبش هم R آورده بود !
به نظر من نباید هم کاملا درکش کرد ، چون غلطه ، اگر یه وقت درکش کردید بدونید که میتونید یه انقلاب درست کنید .
اما مفهوم این قسمت اینه که شرط لازم و کافی برای اینکه یه چیزی عضو R باشه اینه که اون چیز عضو خودش نباشه . این در نظریه طبیعی مجموعه ها مجاز فرض میشده ... برای اطلاعات بیشتر به اونجای ویکیپدیا مراجعه کنید !
پی نظر : البته منم ممکنه در اشتباه باشم مثل هر آدم دیگه ای ، اگه برداشت من اشتباهه خوشحال میشم گوشزد کنید !
X به طوری که X عضو خودش نباشه؟؟عجیبا غریبا!ولی دقیقا گویای صورت پارادوکسه!چیز جالبی بود.دقیقا یادمه تو وب قبلیتونم خوندمش.چقدرم روش فکر کردم!کلا چیز جالبیه!جوابتونم همونجا که گفتید دادم!
با اجازه این پارادوکسو تو وبلاگم نوشتم،البته با ذکر منبع!
نظر بدهید:
1- نظرات خود را به فارسی بنویسید .
2- نظرات عمومی شما نباید بر خلاف معیارها و قوانین کلی نظام جمهوری اسلامی باشد .
3- سعی کنید نظرتان مرتبط با موضوع مطلب باشد ؛ اما اگر هدفتان تماس با نویسنده میباشد ، لطفا به قسمت " تماس مراجعه کنید .
4- در صورت انتخاب گزینه " نام/آدرس اینترنتی " پس از نوشتن نام خود ، در قسمت آدرس اینترنتی میتوانید آدرس ایمیل یا وبلاگ خود را وارد کنید یا آن را خالی بگذارید تا فقط نام شما نمایش داده شود ، در صورت تمایل به درج آدرس وبلاگ ، حتما آن را با " //:http " شروع کنید .
5- اگر میخواهید نظرتان خصوصی باشد و نمایش داده نشود ، تنها کافیست نظرتان را با " خصوصی : " شروع کنید یا اینکه با هر روشی به من بفهمانید تا نظرتان را منتشر نکنم !