این روزهایِ آخرِ سال هم سوژههایی دارد برایِ خودش. هر سال تا چهارشنبهسوری میرسد، من هم اعصابم خورد میشود. نه از صدایِ ترقه و امثالهم، از اینکه آیا تمامیِ مشکلات حل شدهاند و چسبیدیم بهاینکه رویِآتش پریدن یا نپریدن، توهین به " آتش" است یا نه، چهارشنبهسوری خرافات است و " سندِ حماقتِ پدرانمان" و یا یکی از جشنهایِ باستانیِ ایران " که در گذشته متفاوت اجرا میشدهاست". اگر این جشنیست برای " شاد بودن" و برایِ " دورِ هم بودن"، خب بیایید شاد باشیم! اگر هم آنرا قبول نداریم، حداقلِ باید به احترامِ قبول داشتهشدنش توسطِ دیگری، آنرا نکوبیم تا احیانا کوباندهنشویم .... آقا بگذریم، به قولِ معروف : " The Worst Vice is Advice " ( + )
پینوشت: منبابِ رفعِ ابهامات و پاسخ به شبهات باید عرض شود که نگارنده دشمنِ فرهنگِ ایرانی و فلان نیست و با نوشتنِ این مطلب هم چیزی عوض نشده است... غرضِ اصلی فقط دور نشدن از مفهومِ این روز بود، همین!
پینوشت: منبابِ رفعِ ابهامات و پاسخ به شبهات باید عرض شود که نگارنده دشمنِ فرهنگِ ایرانی و فلان نیست و با نوشتنِ این مطلب هم چیزی عوض نشده است... غرضِ اصلی فقط دور نشدن از مفهومِ این روز بود، همین!
موضوع :
۵ نظر












